تفكر عملياتی

تفكر عملياتی

اين تفكر موجب مي‌شود كه عليت را دريابید - يعني عملكرد دقيقاً به چه نحو پديد مي‌آيد؟ تفكر عملياتي در مقابل تفكر هم بسته يا تفكر تأكيد بر عوامل، قرار دارد. كتاب هفت عادت مردمان مؤثر كه يكي از مشهورترين كتابهاي غيرتخيلي است، نمونه‌اي از تفكر تأكيد بر عوامل است، و چنين است كه ليست‌هاي فراواني مشتمل بر "عوامل موفقيت" يا "انگيزه‌هاي مهم كسب وكار" بر ديوارهاي دفاتر (و مدل‌هاي ذهني) بسياري از مديران ارشد نصب مي‌شوند. افراد تمایل دارند كه در قالب فهرست‌ها و عواملي كه نتايج را به وجود مي‌آورند، فكر كنند.
در مدل های ذهنی که بر پایه ساختارهای لیست بنا شده اند، مشکلات فراوانی دیده می‌شود. مهمترين نكته اين است كه چنين فهرست‌هايي چگونگي و نحوه عملكرد و معجزه‌ی واقعي خود را توصيف نمي‌كنند. بلكه آن‌ها موج عليت را منتقل مي‌كنند و صرفاً به اين معناست كه هر عامل به نحوي بر نتيجه مربوط تاثير مي‌گذارد "يا با آن ارتباط متقابل دارد". اين "هفت عادت" افراد بسيار كارآمدي را تربيت مي‌كند - اما چگونگي عملكرد آن‌ها به شكل سؤالي در ذهن خواننده باقي مي‌ماند.
تأثير يا رابطه متقابل به معناي عليت نيست. مثلاً، اگر شما از شيوه تفكر تأكيد بر عوامل استفاده كنيد تا عوامل مؤثر بر يادگيري را مشخص كنيد، فقط  به يك "فهرست بي‌فايده" از عوامل می‌رسید. اما اگر از تفكر عملياتي استفاده كنید، مي-توانيد يادگيري را به عنوان يك فرايند نشان دهيد؛ فرايندي كه واقعاً از جريان "تجربه كردن" ناشي مي‌شود.
تفکر عملیاتی با توصیف ساختار فرایند یادگیری، به‌دنبال یافتن طبیعت آن است. برعکس تفکر تأکید بر عوامل، این اتفاق بسیار کم رخ می‌دهد که مجموعه‌ای از عوامل را که به‌صورتی ناآشکار بر فرایند تأثیر می‌گذارند در شمار آوریم.
براي پرورش مهارت‌هاي تفكر عملياتي، درباره‌ی فعاليت‌هاي گوناگوني كه چگونگي ثمربخش بودن كسب و كار را توضيح مي‌دهند، فكر كنيد. اين فعاليت‌ها عبارتند از استخدام، توليد يا يادگيري، تشويق، ترك‌كردن و قیمت‌گذاري.
در هر مورد به جاي سؤال درباره‌ی "تمام عؤامل موثر بر هر فرايند"، درباره‌ی ماهيت فرآيند مرتبط با موضوع سؤال مطرح كنيد.
مثلاً فعاليت توليدي را - كه فعاليتي بنيادي براي هر بنگاه كسب‌وكار است، در نظر بگيريد. "عوامل" زيادي بر توليد تأثير مي‌گذارند. كاركنان، اطلاعات، مواد خام، كيفيت مديريت و رهبري بخش اندكي از اين عوامل هستند. اما اگر به جاي اين كار، ماهيت فرايند توليد را بررسي كنيد و درباره‌ی "آنچه كه علت واقعي توليد است"، سؤال مطرح نماييد، ليست بي‌فايده عوامل ناپديد مي‌شود. بقيه "عوامل مؤثر"، بهره‌وري كاركنان يعني نرخ توان توليد كاركنان را مشخص مي‌كنند. اما هيچ-يك از عوامل ديگر موجب توليد نمي‌شوند. مثلاً مواد اوليه فراوان به‌طور اتوماتيك موجب افزايش توليد نمي‌شوند. در حقيقت بدون كاركنانی براي اجراي واقعي فعاليت توليدي، هيچ مقدار از مواد خام موجب توليد نمي‌شوند. مواد خام موجبات وقوع فعاليت توليدي را فراهم مي‌كنند اما علت اصلي آن نيستند.